دانلود آهنگ | دانلود آهنگ جدید – دانلود جدیدترین آهنگ ها

دانلود مداحی حاج محمود کریمی محرم ۹۷

۲۹ شهریور ۱۳۹۷
1,860 بازدید
یک نظر

دانلود مداحی جدید حاج محمود کریمیمحرم ۹۷ 

Download New Madahi Haaj Mahmood KarimiMoharam 97

"اختصاصی ماه محرم و ایام عزاداری"

شب تاسوعا اضافه شد…

 

 

دانلود مداحی حاج محمود کریمی

 

مداحی شب اول حاج محمود کریمی محرم ۹۷

 

دانلود مداحی شب اول به صورت یکجا (کلیک کنید)

۱ – شیعتى مهما شربتم – روضه (کلیک کنید)

۲ – سلام ماه مناجاتیان سلام هلال – روضه (کلیک کنید)

۳ – کسی داغ دلش فاطمه است بسم الله – روضه (کلیک کنید)

۴ – قافله ی عشق در سفر تاریخ است – زمینه (کلیک کنید)

۵ – به پای پرچم سرخت چه سرها که نیفتادن – زمینه (کلیک کنید)

۶ – شدی پاره پاره قصیده غزل مثنوی چارپاره – واحد (کلیک کنید)

۷ – قبله ی عاشقان بود تربت با صفای تو – واحد (کلیک کنید)

۸ – سربند سرخ یا حسین شهید – تک جدید (کلیک کنید)

۹ – واسم نگاهت نفسه – شور زیبا (کلیک کنید)

۱۰ – به دست و پای دل موی تو پیچید – شور (کلیک کنید)

 

مداحی شب دوم حاج محمود کریمی محرم ۹۷

 

دانلود مداحی شب دوم به صورت یکجا (کلیک کنید)

۱ – آسمان نه روز بعد می تپد – روضه (کلیک کنید)

۲ – اول به مدینه مصطفی بر سر زد – زمینه (کلیک کنید)

۳ – به دست و پای دل موی تو پیچید – واحد (کلیک کنید)

۴ – یا صاحب اللواء یا ابوفاضل – شور (کلیک کنید)

۵ – به دور ما که همه خون دل به ساغرهاست – شعرخوانی (کلیک کنید)

۶ – از زمین کربلا هر لحظه آید این ندا – مناجات (کلیک کنید)

 

مداحی شب سوم حاج محمود کریمی محرم ۹۷

 

دانلود مداحی شب سوم به صورت یکجا (کلیک کنید)

۱ – شیعتی مَهْما شَرِبْتُم ماءِ عَذْبٍ فاذکرونی – روضه (کلیک کنید)

۲ – زیر سایه ی یه نخل نشسته بود – روضه (کلیک کنید)

۳ – یاران یاران این قافله ، قافله ی عشق است – زمینه (کلیک کنید)

۴ – به قولت عمل کنه دوباره – زمینه (کلیک کنید)

۵ – دیدن دستای بسته اومدی – شور (کلیک کنید)

۶ – غم گرفته سر تا پامو ببین بابا – واحد (کلیک کنید)

۷ – سوخته بال و پر من – دو دمه (کلیک کنید)

۸ – حجت داوری نبود اگر نبود حسین – شور (کلیک کنید)

 

مداحی شب چهارم حاج محمود کریمی محرم ۹۷

 

دانلود مداحی شب چهارم به صورت یکجا (کلیک کنید)

۱ – شیعتى مهما شربتم – روضه (کلیک کنید)

۲ – بیا که بى نفس تو نسیم طوفان است – مناجات (کلیک کنید)

۳ – باز نور نور باز شور شور – روضه (کلیک کنید)

۴ – به لشکر زدند از هم جدا شدند – روضه (کلیک کنید)

۵ – نیک بنگر که زبان رمز – زمینه (کلیک کنید)

۶ – گفتى دنیا بى تو زندونه – زمینه (کلیک کنید)

۷ – باز نور نور باز شور شور – شور (کلیک کنید)

۸ – هرچه گفتیم جز حکایت دوست – شور (کلیک کنید)

۹ – اى شده در عالم زر یار من – واحد (کلیک کنید)

۱۰ – چون گل معطریم مهتاب – تک (کلیک کنید)

۱۱ – مـن کى ام حر ریاحى – دودمه (کلیک کنید)

۱۲ – خواهر شاه کربلا یا زینب – شور (کلیک کنید)

۱۳ – هر جا که حرف عشقه – شور (کلیک کنید)

 

مداحی شب پنجم حاج محمود کریمی محرم ۹۷

 

دانلود مداحی شب پنجم به صورت یکجا (کلیک کنید)

۱ – خاموش شد چراغ شب و بین قافله – روضه (کلیک کنید)

۲ – ببینم سر بِبُرن دق می کنم – روضه (کلیک کنید)

۳ – من فدای دلبرمم – زمینه (کلیک کنید)

۴ – دیگه واسه چی بمونم حالا که تو بی سپاهی – زمینه (کلیک کنید)

۵ – بین میدان غرق اشک و آهم ای عمو – واحد (کلیک کنید)

۶ – دست من قطع شده ببین عمو بی دستم – شور (کلیک کنید)

۷ – به دست و پای دل موی تو پیچید – شور (کلیک کنید)

 

مداحی شب ششم حاج محمود کریمی محرم ۹۷

 

دانلود مداحی شب ششم به صورت یکجا (کلیک کنید)

۱ – (کلیک کنید)

۲ – (کلیک کنید)

۳ – (کلیک کنید)

۴ – (کلیک کنید)

۵ – (کلیک کنید)

۶ – (کلیک کنید)

۷ – (کلیک کنید)

۸ –  (کلیک کنید)

۹ – (کلیک کنید)

 

مداحی شب هفتم حاج محمود کریمی محرم ۹۷

 

دانلود مداحی شب هفتم به صورت یکجا (کلیک کنید)

۱ – نبینم که بی قراری غم نخور – روضه (کلیک کنید)

۲ – این که گلوی بچم شده نشونه – زمینه (کلیک کنید)

۳ – نازک دلی آزادگان – زمینه (کلیک کنید)

۴ – ای جلوه جلی حسین – زمینه (کلیک کنید)

۵ – امشب دلم را بسته ام بر تار زلف دلبرم – واحد (کلیک کنید)

۶ – تو مهر سرخ طومار حسینی – تک (کلیک کنید)

 

مداحی شب هشتم حاج محمود کریمی محرم ۹۷

 

دانلود مداحی شب هشتم به صورت یکجا (کلیک کنید)

۱ – سلام من به علی اکبر – روضه

۲ – قسمتی از کتاب فتح خون “شهید سید مرتضی آوینی”

۳ – کشته کشته هاتم مرده مرده هاتم – زمینه

۴ – یک طرف اکبر به میدان میرود دامن کشان – زمینه

۵ – ای علی اکبر حسین ثانی حیدر حسین – واحد

۶ – ای علی جان تو رسولی نبی الله منی – دودمه

۷ – چه قیامت چه محشری – جفت

 

مداحی شب تاسوعا حاج محمود کریمی محرم ۹۷

 

دانلود مداحی شب نهم به صورت یکجا (کلیک کنید)

۱ – از سوز سینه میکشم آه – روضه (کلیک کنید)

۲ – قسمتی از کتاب فتح خون “شهید سید مرتضی آوینی” (کلیک کنید)

۳ – هوای خیمه گرمه – زمینه (کلیک کنید)

۴ – پسر شاه دین عشقم – زمینه (کلیک کنید)

۵ – دلی که در شور و شینه – واحد (کلیک کنید)

۶ – جانم به فدای تو ای ماه بنی هاشم – واحد (کلیک کنید)

۷ – شیر سرخ عربستان وزیر شه خوبان – تک (کلیک کنید)

۸ – ابک العیون علی المحروم من ماء الفرات – شور (کلیک کنید)

۹ – هرچند که ماهی سیاهم – شور (کلیک کنید)

۱۰ – ای به دل شکسته تکیه گام – شور (کلیک کنید)

 

مداحی شب عاشورا حاج محمود کریمی محرم ۹۷

 

در حال بروز رسانی…

 

متن مداحی شب اول حاج محمود کریمی محرم ۹۷

 

غافله عشق در سفر تاریک است و این تفسیری است بر آنکه فرموده اند کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا
این سخنی است که پشت شیطان را میلرزاند و یاران حق را به فزیان دائم رحمت او امید وار میسازد
و تو ای آنکه در سال ۶۱ هجری هنوز در ذخایر تقدیر نهفته بودی و
اکنون در این دوران جاهلیت ثانی و عصر توبه بشریت پای به سیاره زمین نهاده ای
نومید مشو که تورا نیز عاشوراییست و کربلایی که تشنه خون توست و انتظار میکشد
تا تو زنجیر خاک از پای اراده ات بگشایی و از خود و دلبستگی هایش هجرت کنی
به کهف حسین لا زمان و لا مکان ولایت ملحق شوی فراتر از زمان و مکان
و خود را به غافله ۶۱ هجری برسانی و در رکاب امام عشق به شهادت رسی


به پای پرچم سرخت چه سرا که نیفتادن فقط اون بنده هایی که که پات افتادن آزادن
سیاه شد رنگ پرچم الا یا اهل العالم خدا گرفته ماتم محرم شد محرم
آقا جانم یاد جسم بی کفنت ای وای ای وای ای وای یاد زخمای بدنت ای وای ای وای ای وای
یاد رد پا رو تنت ای وای ای وای ای وای با سنگ میزدن…
با یه پرچم سیاه باز خونه ها غرق نور میشه تو هوات زندگی هامون مهیای ظهور میشه
اومده باز هوای آمادگی برای ظهور اسم اعظم محرم شد محرم
آقا جانم یاد خاتم یمنت ای وای ای وای ای وای پاره پاره پیرهنت ای وای ای وای ای وای
رو نیزه و روی خاک ای وای ای وای ای وای با سنگ میزدن…
برای روضه گودال میمیره نوکرت آقا برای اون دوازده بار برای کندی خنجر
تو و گودال و زینب بدن و سم مرکب دوباره شد مجسم محرم شد محرم
آقا جانم وقت زیرو رو شدنت ای وای ای وای ای وای وقت دست و پا زدنت ای وای ای وای ای وای
پیش چشم اهل حرم ای وای ای وای ای وای با سنگ…


قبله عاشقان بود تربت با صفای تو کعبه زدور میبرد سجده به کربلای تو یا حسین
پیشتر از ولادتم بوده به تو ارادتم خلق نگشته گشته ام عاشق و مبتلای تو
تویی امام عشق و تو داده ای به خون بها که ذات لایزال حق آمده خون بهای تو
یا حسین یا حسین یا حسین
دست به دست میبرند دشت محبت مرا عنایتی که روز و شب گریه کنم برای تو
فاطمه جامع میدرد بر سر نی چو بنگرد اشک دو دیده تو را گریه بی صدای تو
ارچه نگشت چرخ دون بر سر خاک واژگون دید چو شسته به خون روی خدا نمای تو
کاش غمت پوشد مرا خورده بهم گره چرا پنجه ظلم قاتل و طره مشت سای تو
کاش به دشت کربلا سوخته بود و برملا بال همه فرشتگان زآتش خیمه های تو
زهی محبت و وفا که از فراز نیزه ها سایه به خواهر افکند صورت دلربای تو
معجزه میکند سرت از دم روح پرورت بخوان بخوان که خواهرت سر شکند به پای تو
مگر حسین تشنه لب عزیز مصطفی نبود مگر به کربلا کفن به غیر بوریا نبود


واسم نگاهت نفسه نفس بدون تو بسه بزار بیام کربلا که بی تو دنیا قفسه
چشام تا کم میاره برات بارون میباره دلم آروم نداره آروم نداره آروم نداره
دلم برا حرمت پر میزنه برا حرمت پر میزنه برا حرمت پر میزنه
سینه برا تو دلبر میزنه برا حرمت پر میزنه برا حرمت پر میزنه
زمون مستی منه لباس مشکیم کفنه تو این حسینیه دل خدا برات سینه زده
دلم چه بیقراره واست در انتظاره دلم آروم نداره آخ آروم نداره
دلم که به سیم آخر میزنه برا حرمت پر میزنه برا حرمت پر میزنه
یه دیوونه دوباره در میزنه برا حرمت پر میزنه برا حرمت پر میزنه
دلی که بی خونه میشه اسیر صابخونه میشه برای شش گوشه تو دوباره دیوونه میشه
هوا پر از غباره زمین چه بی بهاره دلم آروم نداره آخ آروم نداره
شبا برا تو هق هق میکنم به پای غمت دق میکنم به پای غمت دق میکنم
خاک عزای تو بر سر میزنه برا حرمت پر میزنه برا حرمت پر میزنه
اونی که بی تو نسوزه میون آتیش میسوزه لباس سیامو بیارین همون که بی بی میدوزه
آقا هوامو داره برات همیشه زاره دلم آروم نداره آروم نداره
منم کوچه نشین عشق حسین دیوونه بین الحرمین
دلم برای تو پرپر میزنه برا حرمت پر میزنه برا حرمت پر میزنه

 

متن مداحی شب دوم حاج محمود کریمی محرم ۹۷

 

آسمان نه روز بعد میتپد میریزد ارکان جهان نه روز بعد
آخرین بار است که اکبرش در خیمه میگوید اذان نه روز بعد
شعبه شعبه میرود تیر با شدت از آغوش کمان نه روز بعد
شمر هم خواهد گرفت در ته گودال سبقت از سنان نه روز بعد
خواهد رفت سخت خنجری در لابه لای استخوان نه روز بعد
تیغ هی در حنجر و نیزه میچرخد پیاپی در دهان نه روز بعد
بی گمان می ایستد در ته گودال یک لحظه زمان نه روز بعد
میرود راس حسین در حدود اسب بر روی سنان نه روز بعد
میرود با دست پر از میان قتله گاهش ساربان نه روز بعد
یه وقتایی که دلم تنگه عشقه یه وقتایی که نفس تنگه عشقه
یه وقتایی که به سینم میکوبم یقین دارم که همون سنگ عشقه
دوست دارم که شدم پیر گریه نشدم سیر گریه
دوست دارم که با اسم قشنگت میزنم زیر گریه
گریه گریه گریه فقط برا حسین


اول به مدینه مصطفی بر سر زد دوم به نجف شیر خدا بر سر زد
سوم همه کن و مکان سینه زدند تا مادر شاه کربلا بر سر زد
بیرق عزا علم شد رایت هدی علم شد خیمه گاه اهل بیت شاه کربلا علم شد
از ابد تا الست هر چه بود هر چه هست انبیا اولیا کائنات ممکنات دم گرفتند همه
همصدا هر که دارد هوس کربلا بسم الله در رکاب پسر شیر خدا بسم الله
از چشمه تسنیم شراب آوردند از عصمت توحید نقاب آوردند
در هلهله فرشتگان ملکوت صد آینه از ابوتراب آوردند
لشکر حیدر کرار زیر بیرق علمدار در رکاب شاه احرار دست به سینه و خبردار
از وهب تا حبیب غرق در عطر سیب میرسد زمزمه یا طبی یا غریب
دم گرفتند همه همصدا هر که دارد سر همراهی ما بسم الله
هر که دارد هوس کربلا بسم الله در رکاب پسر شیر خدا بسم الله
شد صبر در این لوح و قلم واویلا از قصه آن مشک و علم واویلا
زینب به حسین زیر لب میگوید میلرزد از این خاک دلم واویلا
چاره ای کن ای برادر بهر اضطراب خواهر مثل من دل نگران است مادر علی اصغر
بین دو نهر آب آب سراب خاک مذاب وای علی وای رباب ثار الله آل الله
دم گرفتند همه هم صدا هر که گشته است اسیر و مبتلا بسم الله
در رکاب پسر شیر خدا بسم الله
هر که دارد هوس کربلا بسم الله در رکاب پسر شیر خدا بسم الله
خوردیم تصادفا به زلفت ما را سر پیچ و تاب کشتند
گفتیم که چیست زندگانی ما را عوض جواب کشتند
گفتم شکسته خورده تر از من به دهر کیست دستی به زلف برد


به دست و پای دل موی تو پیچید گم شده بودم اما روی تو تابید
من ذره بودم ولی ماه شدم با خورشید
ای مهربونم ای عشق بدم میدونم ای عشق اگه میشه همیشه پیشت بمونم ای عشق
ای مهربونم ای یار بدم میدونم ای یار اگه میشه همیشه پیشت بمونم ای یار
ای یار یا علمدار ای یار یا علمدار ای یار یا علمدار
تمام دنیامو زدم به نامت همه وجودم نوره به احترامت
حرفمو ساده میزنم خیلی میخوامت
من اسمتو برای دلم میخونم ای عشق اگه میشه همیشه پیشت بمونم ای عشق
من با کبوترای تو هم زبونم ای یار اگه میشه همیشه پیشت بمونم ای یار
ای یار یا علمدار ای یار یا علمدار ای یار یا علمدار
هلاک تو بودن ایل و تبارم با احدی غیر از تو کاری ندارم
چشمامو از پرچم تو برنمیدارم
یک گوشه حیاتت شد آشیونم ای عشق اگه میشه همیشه پیشت بمونم ای عشق
درد منو خریدی دردت به جونم ای یار اگه میشه همیشه پیشت بمونم ای یار
ای یار یا علمدار ای یار یا علمدار ای یار یا علمدار


یا صاحب اللوا یا ابوفاضل ای به فدای روی ماهت یا صاحب اللوا
شاه تویی حسین شاهت جود نشسته سر راهت یا صاحب اللوا
در انتظار یک نگاهت برق سیاهی سپاهت رعد شکوه فر و جاهت
سر سردار یا صاحب اللوا ای علمدار یا صاحب اللوا
نبوی خو یا صاحب اللوا علوی رو یا صاحب اللوا
یا ابالغوث یا صاحب اللوا یا ابالفضل یا صاحب اللوا
یا ابوفاضل یا صاحب اللوا
ماه بلند آسمانی یا صاحب اللوا رشک اساطیر جهانی یا صاحب اللوا
قبله گه پیر و جوانی یا صاحب اللوا مستر فیض عارفانی یا صاحب اللوا
معمنیو امن و امانی یا صاحب اللوا عموی صاحب الزمانی یا صاحب اللوا
دل و دلبر یا صاحب اللوا سر و سرور یا صاحب اللوا
سر لشکر یا صاحب اللوا یل حیدر یا صاحب اللوا  
ابوفاضل یا صاحب اللوا
شورش در ارض و سمایی یا صاحب اللوا شیر امیر کبریایی یا صاحب اللوا
اصل رضایت و رضایی یا صاحب اللوا معادل عدل و علایی صاحب اللوا
معاون خون خدایی یا صاحب اللوا ساحل امن خیمه هایی یا صاحب اللوا
علم به دوش کربلایی یا صاحب اللوا ملکاتی یا صاحب اللوا
نفهاتی یا صاحب اللوا عرفاتی یا صاحب اللوا
حسناتی یا صاحب اللوا برکاتی یا صاحب اللوا
صلواتی یا صاحب اللوا ابوفاضل یا صاحب اللوا
سیر سعود کائناتی یا صاحب اللوا باب حوائج النجاتی یا صاحب اللوا
مقصد میل ممکناتی یا صاحب اللوا چشمه فیض و معجزاتی یا صاحب اللوا
معلم صوم و صلاتی یا صاحب اللوا اسوه میزان و صراطی یا صاحب اللوا
تلالو آب حیاتی یا صاحب اللوا اوج بلند درجاتی یا صاحب اللوا
محافظ مخدراتی یا صاحب اللوا جان قتیل العبراتی یا صاحب اللوا
ملکوتی یا صاحب اللوا جبروتی یا صاحب اللوا
چه امیری یا صاحب اللوا چه وزیری یا صاحب اللوا
سرو سردار یا صاحب اللوا ای علمدار یا صاحب اللوا
یا ابوفاضل یا صاحب اللوا

 

متن مداحی شب سوم حاج محمود کریمی محرم ۹۷

 

شیعتی مَهْما شَرِبْتُم ماءِ عَذْبٍ فاذکرونی اَوْ سَمِعْتُم بِغَـــــریبٍ اَوْ شَهیدٍ فَانْدُبُونی
من شهید کربلایم سربریده از قفایم
فـَاَنا السِّبْطُ الَّذی مِنْ غَیْرِ جُــرْمٍ قَتِلُونی وَ بِجَرد الخَیْـلِ بَعْد القَتْلِ عَمْداً سَحِقُونی
من شهید کربلایم سربریده از قفایم لَیْتَکُم فی یَوْمِ عاشــورا جمیـعاَ تَنْظُرونی
کَیْفَ اِسْتَسْقی لِطِفْـلی فَاَبوا اَن یّرْحَمُونی وسقوه سهم بغــــی عوض الماء المعین
من شهید کربلایم سربریده از قفایم


زیر سایه یه نخل نشسته بود آه سردی میکشید از ته دل عمریه با خنده قهره انگاری همه کشتیاش نشسته توی گل
نوه هاش دور برش حلقه زدند گریه هاش امونشو بریده بودند هیچکی تا زمونی که زنده بود خنده و خوشحالیشو ندیده بود
گوشه مقنعه گره زدش میون گره یه گوشواره داره میگه یادمه که گفتم اون روزا بابام از سفر یه سوغات بیاره
واسه بچه هاش شبا قصه میگه نوه هاش با قصه هاش میرن به خواب همه خوابشون میره اما خودش میمونه با صد سوال بی جواب
یه شبی گریه میکرد و قصه گفت قصه ای که هیچ شبی نگفته بود قصه ای که عین یه داغ بزرگ توی اعماق دلش نهفته بود
قصه نه یه جوری اعتراف میکرد خیره مونده بود چشاش به آسمون زیر لب میگفت که بیچاره شدی دیگه آبرو نمونده برامون
گفت یه روز تو خونه بودیم که یهو بابام اومد صدا زد پاشو پاشو اسرارو دارن از راه میارن لباسای نو بپوش پاشو برو
شهر شلوغه زیر دست و پا نری برو روی پشت بوم خونمون اسرا از کوچه ما رد میشن تا میان تو هم همون بالا بمون
من کوچیک بودم نمیدونم چی بود که تموم شام بیرون اومدن اسرا لباس پاره تنشون عده ای به سمتشون سنگ میزدن
دختری میون دست و پا دیدم چادرش پاره و صورتش کبود سن و سالش مثل من بود ولی بعد ها فهمیدم اون رقیه بود
سر باباش روی نیزه پیش روش پشت سر روی زمین سر عموش سر نوزادی شبیه قرص ماه روی نی بود و سر نی تو گلوش
خون میومد از کنار دهنش جای تازیانه بود روی تنش به ماها گفته بودن خارجی ان گفته بودن که میخوان بفروشنش
خدا میدونه که چقدر ما بدیم خیلی بدیم خیلی بدیم روم سیاه بشکنه دستمون چقدر به سر و صورتشون سنگ میزدیم
یادمه بردنشون خرابه و شبای سرد و روزای گرم گرم ولی ما همه تو خونه های خوب بالش زیر سرامون نرمه نرم
یه شبی زد زیره گریه طفلکی پاشد از خواب و صدا زد باباجون عمه خواب دیدم که بابام اومده عمه جون به من بابامو برسون
دو تا سرباز اومدن با یه طبق طبقو پیشه پاهاش زمین زدن سر باباش تو طبق بود و میگفت شامی ها خیلی بدن منو زدن
گفت بابا چشام به راه خشک شده بود گوشه ی خرابمون خوش اومدی من یتیمم تو امام عالمی مثل بابات به یتیما سر زدی
گریه و خندشون شب میدیدم پای پر آبلشو نشون میداد سر باباشو بغل گرفته بود لحظه لحظه داشت با گریه جون میداد
لب به لب های باباش گذاشت و گفت من میمیرم ببریم یا نبریم یه دفعه تنها سفر رفتی بسه عمرا بذارم این بار تنها بری
دلم خونه دلم میخواد همه با هم بابا یادته چادر سرم کرده بودن گفتی دخترم شبیه ماه شده حالا با چشم های خوشگلت ببین
تنم از مشت و لگد سیاه شده گوشم از گوشواره ها سبک شده ولی سنگین شده با یه ضرب دست دیگه من نمیشنوم کی چی میگه
مگه با لب خونی و حرکت دست تار میبینم سرم سنگینه عجب دستی داشت خیر نبینه
پیرزن قصه به آخر نرسید آه سردی وسط گریه کشید گفت به بچه هاش شما برید بگید ظلمی که تو شام شد هیچکی ندید
اهل عصمت رو آوردن توی شهر آبروی شهرو بردن عوضش پسر فاطمه رو سر بریدن دو تا گوشواره آوردن عوضش
گوشواره های تا به تا حلقه ها و خلخالای جور واجور فهمیدم به زور گرفتن ازشون که بابام گفت برو خون هاشو بشور
معجرای قیمتی آورده بود بین هر کدوم یه مشتی موی سر صاحب معجرا بین کوچه ها چادرای پاره پاره
بابا پای پر ورمم درد سر حرمم دیگه حالا خیلی شبیه مادرمم من را ببخش اگر که لکنت زبان گرفتم آخر شکسته دستی که دندان شیری ام
کجا کسی دیوانه باشد کز سر کویش رود جایی دل اینجا دولت اینجا مدعی اینجا امیداینجا
ای بابا حکایتی شده مویم ای بابا شکستگی ابرویم بیابون بود و من سرگردون با اون نامرد نامسلمون
ای بابا حکایتی داره رویم


یاران این قافله قافله عشق است و این راه که به سرزمین طف در کران فرات می رسد
راه تاریخ است و هر بامداد این بانگ از آسمان میرسد که ارحیل از رحمت خدا دور است که این بام شیدایی را بر مشتاقان لوای خویش ببندد
این دعوت فیضانی است علی الدوام زمینیان را به سوی آسمان می کشد
و بدان که سینه تو نیز آسمانی لا یتناحیست سینه تو آسمانی لا یتناحیست با قلبی که در آن چشمه خورشید
میجوشد و گوش کن که خوش ترنمی دارد در تپیدن نمیتپد حسین حسین میکند


به قولت عمل کن دوباره منو بقل کن که داره کبوترت میمیره بهونتو میگیره
به قولت عمل کن بزار بگم پاهام درد میکنه خب چشام درد میکنه خب از اون شب تو بیابون پهلوهام درد میکنه خب
بال و پرمو نگاه سوخته همه حرمو نگاه سوخته موی سرتو دیدم سوخته موی سرمو نگاه سوخته
ببین جای دسته که ردش چشمامو بسته تا زدش روی زمین افتادم همین که زد جون دادم من دلشکسته
بزار بگم ندیدی اشکمو خب چشای تارمو خب رو گوش دختراشون میدیدم گوشواره هامو خب
رد پاهامو نگاه خونه اشک چشامو نگاه خونه موژه های تو هنوز سرخه لای موهامو نگاه سوخته
چقد بی قرارم که میگن بابا ندارم من اصلا با دختراشون قهرم
دل خسته از این شهرم چقدر بی قرارم
بزار بگم دیدن جنگیدنم خب تو بازار بردنم خب تو بازار روسریم شد آستین پیراهنم خب
کار خدارو نگاه بابا آخر کار و نگاه بابا تاول رو لبتو دیدم آبله هارو نگاه بابا


دیدن دستای بسته اومدی پیش کاروان خسته اومدی حالا که دیگه نمیتونم پاشم حالا که پاهام شکسته اومدی
دخترت خیلی گرفتار شده مثل عمه دست به دیوار شده یه چیزی میگم به هیچکسی نگو چشمام از گرسنگی تار شده
بابا حسین
داغ روی سینت نشست بابا حسین چشمای ناز تو بست بابا حسین
هنوزم داره خون از لبت میره بابا حسین دندوناتو کی شکست بابا حسین
بابا حسین


غم گرفته سر تا پامو ببین بابا امشبو تا صبح رو پاهام بشین بابا تا بگم پیش دشمن کم نیاوردم تو بگی آفرین بابا
شام خیبر بود و عمه فاتح خیبر عمه حیدر بود و من هم مالک اشتر عمه رهبر بود عمه حیدر بود عمه مادر بود ای جانم عمه
عمه مولا بود ای جانم عمه عمه زهرا بود ای جانم عمه عمه دریا بود ای جانم عمه عمه تنها بود ای جانم عمه
نمیدونی کی دلتنگت شدم بابا با چه حالی از بازار اومدم بابا از همون بازار اومدیم به ویرونه من صدا میزدم بابا
بین بازار شام و همه فریاد عمه کاری کرد که همه شدیم آزاد هر کجا رفتیم جلوی دشمن عمه ایستاد
عمه غوغا کرد شامو رسوا کرد گم شدم اما ای جانم عمه منو پبدا کرد
وقتی از غصه قلبم شعله ور میشد اول از حالم عمه با خبر میشد
هر دفعه دشمن میومد سراغ من جلو سیلی سپر میشد
من هم مثل خودت به عمه مدیونم بس که پاک کرد اشک از این چشم های گریونم
سنگر من بود بین آغوش عمه جونم عمه محکم بود ای جانم عمه
قامتش خم بود ای جانم عمه مرحم درد ای جانم عمه
سیل اشکم بود ای وای عمه عمه محکم بود ای وای عمه
قامتش خم بود ای وای عمه مرحم درد ای وای عمه
سیل اشکم بود ای وای عمه


اگر سوخته بال و پر من حجابم شده سنگر من اگر سوخته در بین خیمه پر معجر من
پناه همه عمه زینب خود فاطمه عمه زینب دم ذوالفقار علی بود دم عمه زینب
خرابه چراغونه امشب قناری غزل خونه امشب موهام فرش مهمونه امشب  دلم خونه امشب
بابا نبودی ببینی که موی سرم سوخت بابا نبودی ببینی پر معجرم سوخت
بابا نبودی ببینی که خاکسترم سوخت پرم سوخت


الحمد لله الذی خلق الحسین حجت داوری نبود اگر نبود حسین
احمد و حیدری نبود اگر نبود حسین هیچ پیمبری نبود اگر نبود حسین
جنت و کوثری نبود اگر نبود حسین دین خدا نبود اگر نبود حسین
شرم حیا نبود اگر نبود حسین سعی و صفا نبود اگر نبود حسین
حج و منا نبود اگر نبود حسین الحمد لله الذی خلق الحسین
ستون آسمان نبود قبله عاشقان نبود محراب و اذان نبود
از قران سعادتی نبود عنایتی نبود عبادتی نبود
ستون آسمان نبود عشق مقدسی نبود غنچه ی نورسی نبود
خون خدا کسی نبود گریه هنر نبود دیده ی تر نبود هیچ خبر نبود

 

متن مداحی شب چهارم حاج محمود کریمی محرم ۹۷

 

شیعتی مَهْما شَرِبْتُم ماءِ عَذْبٍ فاذکرونی اَوْ سَمِعْتُم بِغَـــــریبٍ اَوْ شَهیدٍ فَانْدُبُونی
من شهید کربلایم سربریده از قفایم
فـَاَنا السِّبْطُ الَّذی مِنْ غَیْرِ جُــرْمٍ قَتِلُونی وَ بِجَرد الخَیْـلِ بَعْد القَتْلِ عَمْداً سَحِقُونی
من شهید کربلایم سربریده از قفایم
لَیْتَکُم فی یَوْمِ عاشــورا جمیـعاَ تَنْظُرونی کَیْفَ اِسْتَسْقی لِطِفْـلی فَاَبوا اَن یّرْحَمُونی
وسقوه سهم بغــــی عوض الماء المعین
من شهید کربلایم سربریده از قفایم


بیا که بی نفس تو نسیم طوفان است بیا که صبح بشر بی تو شام هجران است
بیا که بی تو غریب است امت اسلام غریب تر ز همه عطرت است و قرآن است
بیا که صبح بشر بی تو ظهر عاشوراست بیا که صبح بشر بی تو شام هجران است
بیا که خانه ی زهرا هنوز میسوزد بیا که دیده ی زینب هنوز گریان است
بیا که حرمت قرآن به زیر پا مانده بیا که پیکر جدت هنوز عریان است
بیا که دست علمدار بر زمین مانده بیا که پیکر عباس در بیابان هست


باز نور نور باز شور شور باز پای عقل مانده در گِل غرور
عقل درک عشق را میبرد به گور فهم منتظر نشسته تا مگر که عاشقی کند ظهور
تا شود فنا در حضور آن حضور روشنی که شمس را نموده کور
آن حضور جلوه ای ز جلوه های خاک پای زینب است
زینبی که بی صداست بی صدا که نه سکوت او حیاست
زینبی که وقت غرشش که میرسد علی مرتضی است
زینبی که وقت صلح مجتبی است
زینبی که وقت مهر مادر است و زینبی که وقت قهر تیغ تیز ذالفقارشیر کبریاست
زینبی که کربلاست زینبی که یک تنه علم به دوش دشت نینواست
زینبی که با خدا و تا خدا  کشتی نجات خلق را همیشه ناخداست
عرصه ی حکومتش چه گویمت که تا کجاست سقف پهنه بهشت خاک سای زینب است
جود سائلش وجود گرد دور محملش شده براق در عروجش  از وسائلش
و غار حائلش تمام پنج تن ستون عالمند و لیک مایلش جنان عرش منزلش
و هر که عازم خداست کرده عشقرا حمایلش
اگر چه مانده در گلش ولی دلیل زینب است اولین دلایلش
که هر که با دلش به کربلا رود مسافر حسین را دعا دعای زینب است
تاج بر سرش کرم نخی ز چادر نماز مادرش به ارث داده قدرت کلام را
به کودکیش حیدراش سلام انبیاو اولیا به مهظرش ملائک خدا ملازم ملازمان بارگاه اطهرش
حسین رو به روی او چنان که آینه گرفته در برابرش
حسین باورش حسین یاورش حسین اول و حسین آخرش
بنازم این شکوه را که در تمام لحظه ها دم ترش
چو کوه ایستاده از تنین  یه لشکرش به همرهش علیاکبرش
در انتظار هر برادرش که بشنود اوامرش
ملازمان دیگرش محارمش  ز آل مصطفی در کنار شان دویادگار شوهرش
دو یاس فاطمی  دو کودک دلاورش که هر دو هدیه های  زینبش
گفت با حسین عزیز من  همیشه گفته  ام که یا مرگ یا  حسین
خواهرت بمیرد مانده ای بدون آشنا حسین
مانده از بزاعتم  دو گوهر گران بها حسین
گر چه قابل تو نیستن برترین هدیه ها حسین این دو کشته مرده هات را ببر کشته ها حسین
اعتقادشان بود پس از خدا حسین بریده اند دل ز ماسوا حسین که هیچ چیز نیست ماورا
حسین باز امر امر توست ماتشاء حسین رحم کن قبول کن مرا حسین
که لحظه ها ی آخرت تو را شوم آخرین فدا حسین
از ازل نوشته حق برای هر دو این  بلا حسین
شاه کربلا تویی و بعد رفتن تو کربلا بلای زینب است
جان مادرت بیا و رحم کن به خواهرت تویی که دیده ایی فراق اکبرت
تویی که دیده ای به زیر سم اسب پاره تن برادرت بیا و رحم کن به خواهرت
چگونه این دو یاورت نظر کنن شمر با لگد زند به پیکرت و تیغ را نهد به روی حنجرت
به نیزه ها رود سرت سر علی اصغرت
بگیرت آتش از ستم تمام خیمه ها و رخت دخترت
بیا و رحم کن به خواهرت که رحم تو قبول بچه های زینب است قبول فرمود تا قبول کرد


به لشکر زدن از هم جدا شدن باهم یکی شدن و آخر دو تا شدن
یکی از میمنه یکی از میسره وقتی دو تا شدن پس ذوالفقار دختر شیر خدا شدن
در رو به روی هم آیینه تمام نمای خدا شدن زینب نداشت هیچ تا اینکه آمدند و مشکل گشا شدن
افتاد یادشان آنجاکه دشمنان همگی بی حیا شدن چون غنچه آمدن با سر به روی نیزه شکفتن وا شدن
در زیر پای تیغ مهر بهم نشسته کرب و بلا شدن در زیر پای تیر با زخمای باز پر از رد پا شدن
یا در بین کار و زار یا روی نیزه ها هدف سنگها شدن شاید که این دو نیز مانند اکبر آخرش اهل کسا شدن
در حریم قدس محرم زینب است معنی عشق مجسم زینب است
آن که بر غم هست خاتم زینب است نا خدای کشتی غم زینب است
تو خیمه هنوز من سر لشکرتم بی تاب لب خشک اصغرتم
من خواهرتم جای مادرتم من دختر شاه خیبر شکنم


گفتی دنیا بی تو زندونه مردن واسه تو آسونه بعد تو که چیزی نمیمونه
او به تو گفت باشه خواهر سهم تو این دو دلاور اجر بابا در او به گفت باشه خواهر سهم تو این دو دلاور
ای قربون تو و پسرات سربازای کرب و بلات ای قربون مهر و وفا بی بی جان
گفتی که جلوی این لشکر باشی دوتایی مثل حیدر بگیریم تقاص علی اکبر به تو گفتن باشه مادر کرب و بلا میشه خیبر الله اکبر
ای قربون تو و پدرت سربازای با جگرت اون دوتا قرص قمرت بی بی جان
ای قربون تو و پسرات سربازای کرب و بلات ای قربون مهر و وفا بی بی جان
گفتی ولی خدا تنهاس هر روز برای ما عاشوراس تا ابد پرچم حسین بالاس
هر دم و هر روز و هر شب دل شده از تو لبالب لبیک یا زینب
ای قربون تو و علمت قربونی های حرمت سربازای هم قسمت بی بی جان
ای قربون تو و پسرات سربازای کرب و بلات ای قربون مهر و وفا بی بی جان


ای شده در عالم زر یار من خوش آمدی حر گنه کار من
تو از ازل یار ولی بوده ای حر حسین بن علی بوده ای
ظرف وجود تو ز ما بوده پر مادرت از روز ازل خوانده حر
سنگ بوده ایی با له گهم حر شدی با نفس مادر ما حر شدی
حضرت صدیقه تو را برگزید حر حسینی تو نه حر یزید
دیدم از آغاز که یار منی دوست من در سپه دشمنی
چهره به قنداقه اصغر بما بال بگیر از وی بر خود ببال
خار بودی حال گل یاس باش همدم و همسنگر عباس باش
تو حر ریحانه ی پیغمبری برای من مثل علی اکبری
وفای خویش را نشان میدهی در بغل حسین جان میدهی
غم مخور ای عاشق سر مست من بسته شود فرق تو با دست من
زخم تو بر تن گل لبخند توست تاج کرامت تو سربند توست
ای حرم ما دل آگاه تو دست خداوند به همراه تو
تا شوی از زخم تن آراسته خون خدا خون تو را خواسته
یا حسین


چون باد رد شدیم از سیم خار دار آن سوی معبریم مهتاب و مین و من
چون گل معطریم مهتاب و مین و من نشکفته پر پریم مهتاب و مین و من
شرح جنون ما قدور عقل نیست یک چیز دیگریم مهتاب مین و من
سر تا به پا دلیم در بارگاه عشق باغ سنوبریم مهتاب مین و من
شمعیم و روشن است تکلیف راه ما راز منوریم مهتاب و مین و من
میدان عاشقی تسلیم ترس نیست از مرگ میبریم مهتاب و مین و من
بیگانه نیستی با خلق و خوی هم با هم برادریم مهتاب مین و من
تکثیر میشویم در انفجار نور آیینه پروریم مهتاب مین و من
بر گرد بام دوست پرواز میکنیم عین کبوتریم مهتاب مین و من
بال فرشتگان بر شانه های ماست از آسمان سریم مهتاب و مین و من
بی بال میپریم مهتاب مین و من
در جذب یک کلام یک جمله وسلام مجذوب رهبریم مهتاب و مین و من
سوز بده بر سخنم بر دل سوخته ی خواهرم تا که بگویم سخن از تن صد چاک علی اکبر
ناله زنم یاد کنم ز لب خشک علی اصغرت گوهر اشکم شده ایثار تو گریه کنم یاد علمدار تو
ای حسین


غرش ذالفقار یازینب مظهر اقتدار یا زینب هیمن با وقار یا زینب آخر انتظار یا زینب
تنین یا حسین یا مولاتی همیشه با حسین یا مولاتی رسیده تا حسین یا مولاتی صلی علی حسین یا مولاتی
یا مولاتی یا زینب یا مولاتی
گوهر مستور صدف یا زینب گرفت نقد جان به کف یا زینب داده به عاشقی شرف یا زینب نایبه شاه نجف یا زینب
نایبه الامام یا مولاتی رهبر این قیام یا مولاتی محرم الاحرام یا مولاتی وعلیک السلام یا مولاتی
یا مولاتی یا زینب یا مولاتی


هر جا که حرف عشقه صحبت کربلا هست تو دل هر شهیدی از تو یه رد پا هست
حس قشنگ بارون تو جاده ی قدیمی حس هوای تازه فقط محرم و هست
تو رو دیدم دستامو بریدم آتیش گرفتم آه کشیدم
بوی سیب و حرم حبیبو حسین غریبو کرب و بلا
کبوتر گرفتار اگه میخواد رها شه راهی نداره جز این منتظر تو باشه
حس خوب رهایی یعنی به تو رسیدن حس که آدم از اون نمیتونه جدا شه
آسمونی دردمو میدونی از همه بیشتر مهربونی
خونه ی تو بهشته خدا روی زمینه ناکامه اونکه هرگز حرمتو نبینه
حس عجیبه این عشق به خدا گفتنی نیست
ندیده عاشق شدیم قشنگیش به همینه
دلم ای دل همه زیر دین ترانه ی لب ها یا حسین
میکشی مرا حسین

 

متن مداحی شب پنجم حاج محمود کریمی محرم ۹۷

 

خاموش شد چراغ شب و بین قافله تاریک شد بر آنکه نبود است یک دله تاریک شد بر آن که به چشم دلش ندید نور امیر عالمو و سردار قافله
آنکس میشناخت جمال حسین را در نور او نشسته بود نگشود سلسله ماه در آسمان به اطاعت خسوف کرد انداخت ابر بین مه و خیمه فاصله
چون موش کور گور خودش را به راه کند هر کس که داشت شرم ترخص به حروله اسماشان به لوح شهادت نبود بود در صفحه دل خودشان برگه باطله
نامردمان دمی که ز رحمت جدا شدند عمری شدند همسر دنیا و حامله فرموند دورتر بروید از حریم ما فردا که دشت میشود از جنگ زلزله
هل من معین من گر برسد به گوشتان بی اعتنا شوید شوید عین حرمله گفتم بهای عاشقی و وای بر کسی که پیش مادرم کند از کار من گله
در بند عالمم شده ایی بنده غمی در بند عشق باش که آزاد عالمی همبندیان نشسته به دور سریر شاه هفتاد و دو ستاره تحت الشعاع ماه
رنگ دل همه شده رنگ دل حسین فرقی نداشت اینکه سفید است یا سیاه آن شب ز شب صورت عشاق سرخ بود از بی بهایی سر خود در حضورشان
اول امام خطبه ی خود را شروع کرد در آن سکوت شوکت مرسوم بارگاه نوع شهادت همه را شرحه شرحه گفت بر آن شهید داشت به لبخند خود نگاه
طفلک ز خنده های ملیح عمو جهید آمد نشست نجل حسن پیش پای شاه گفت ای عمو ز کودکی ام گفته ای به من مردی شدی برای خودت ای یل سپاه
امشب برات دیدن زهرا به دست توست گر تو بخواهی آنچه نشد میشود بخواه گر بی تو زنده باشم تا زنده ام چون مرغ شب گلایه کنم گویم به چاه
با که بگویم که بسته شد باب جهاد بر من مظلوم بی گناه
ای آنکه هر کجا به سفر بردی ام چندیست دیده ام که به عمه سپردی ام با دست دل به دست دلم دادم سرم تا قتلگاه سمت تو بی بال میپرم
طاقت ندارم اینکه بیوفتی به روی خاک من هم بایستم به تماشا دم حرم عمریست پابه پای توی ام یا به پای تو دامن و سینه تو بوده بسترم
هر وقت خواستم به زیارت روم علی میگفت من کنار تو هستم برادرم گیرم بدون من به سماوات پر زدی پاسخ چه میدهی به حسن نه به مادرم
گر پرسد از تو پس  چه شد عبدالهم حسین لابد دهی جواب سپردم به خواهرم در خیمه مان تا که ببیند چگونه شمر با خنجر برهنه کشد روی حنجرت
مانده است در حرم که ببیند چه میشود مانده است با صدای عمو وای معجرم هرگز فراق روی تو باور نداشت تا باور کنم از فراق تو جان در نمیبرم
بگذار همرهت سر من هم به نی رود تا سایه بان شود سر من بهر مادرم چون قاسمم به کام عسل میکنی مرا دستم فتاد پس تو بغل میکنی مرا
از زیر پلکای خون دیدم دویدی تو میدون گفتم به زینب ای خواهر امانتیم رو برگردون


ببینم سر ببرن دق میکنم تشنسو و آب میخورن دق میکنم من مث بابام حسن غیرتی ام زن ها سیلی بخورن دق میکنم
فرصتی نیست که زره به تن کنم یا بتونم خودمو کفن کنم سرمم جدا بشه شمرو باید از رو سینه ی عموم بلند کنم
این غریب که با شما کار نداشت ناله میزنه خریدار نداشت این همه زخم رو تنش جا نمیشه این همه نیزه رو نیزار نداره


من فدای دلبرمم مثل زهرا مادرمم نایب برادرتم من مدافع حرمم
بی تو روح تو تن من نیست بی تو شوق پریدن نیست دنیا دیگه جای موندن نیست
نیستی کجایی میشنوم یه صدایی نکنه زیر دست و پایی
مهر عشق تو رو پرم من سپاه تک نفرم کاش میشد برات بیارم مرحمی از اهل حرم
وطن منه آغوشت این امتن رو دوشت چجوری میشه فراموشت
عمو راهی ندارم آب برا تو بیارم وای عموم سرمو رو سینت میذارم
نیستی کجایی میشنوم یه صدایی نکنه زیر دست و پایی
دست خالی اومدنم قاتلا فرار میکنن از طنین یا حسنم
کاش یه راهی برام باشه که به آغوش تو باشه همه تیرا به تنم جا شه
دردت به جونم رفته تاب و توانم به پات میریزه خونم
تو نیمه جونی باز برام نگرونی
نیستی کجایی میشنوم یه صدایی نکنه زیر دست و پایی


آخه واسه چی بمونم حالا که تو بی سپاهی تو رگام میجوشه خونم حالا که تو قتلگاهی
من ناظم میدونم نمیتونم که بمونم خودمو تو گودال به عمو جونم برسونم
ضربان قلب من یا حسن یا حسین آسمونا هم میگن یا حسن یا حسین
عمو حسین ببین بریده نفسم عمو حسین زنده بمون تا برسم
تو همه ی دنیامو همه ی آرزوهامی تو دوای دردامی نفسامی بابامی
یتیم برادرت اومده یا حسین فدایی آخرت اومده یا حسین


بین میدان غرق اشک و آهم ای عمو یا حسین پای برهنه پی ذوالجناحم ای عمو یا حسین
ای عموی بی کس و بی سپاهم  ای عمو یا حسین من با تو در میان قتلگاهم   ای عمو یا حسین
من غرق اشک و آهم ای شاه بی سپاهم من با تو راهی ان گودال قتلگاهم ای عمو یا حسین
من میایم به جای اکبر تو  ای عمو یا حسین نیزه داران همه دور وبرتو ای عمو یا حسین
زخمی از نیزه شده پیکر تو ای عمو یا حسین می آید ناله های مادر تو ای عمو یا حسین
غرق خون پیکر تو دشمن دور و برتو آید از بین گودال ناله مادر تو ای عمو یا حسین
یاحسین یاحسین
حالا که لحظه های آخر امد ای عمو یا حسین از خیمه مجتبی دیگر آمد ای عمو یا حسین
از حرم ناله زنان خواهر آمد ای عمو یا حسین از میدان قاتلت با خنجر آمد  ای عمو یاحسین
گل برادر امد ناله ی مادر امد از حرم خواهر آمد قاتل با خنجر آمد ای عمو یا حسین
یا من عینی الیک یا ثارالله یاابن الحیدر
ذکری لک لبیک یا ثارالله یابن الحیدر
صل الله علیک یا ثارالله یابن الحیدر
یا امین الله یابن الحیدر


دست من قطع شده ببین عمو بی دستم این تنو و این جانم این سر و این دستم
ای عمو دست به شمشیر بلا دادم من کمکم کن که ز قاسم عقب افتادم
ادرک عبدالله یا اباعبدالله
تو حسین ابن علی من علی اصغر تو آمدم تشنه شوم آمدم کشته شوم
پیش چشم تر تو آمدم تا روی قلبت هدف تیر شوم مثل اکبر سپر نیزه و شمشیر شوم
ادرک عبدالله یا اباعبدالله
دست من قطع شد و آمدم سر بدهم جان به زیر سم اسب چون برادر بدهم
آمدم با تن بی دست تو را یار شوم پیرو مکتب عباس علمدار شوم
ادرک عبدالله یا اباعبدالله
تن بی تاب مرا ای عمو تاب بده میدهم بهر تو خون تو به من آب بده
تشنه ام لیک به فکر لب عطشان توام پسر فاطمه میگریم و گریان توام
اباعبدالله حسین

 

متن مداحی شب ششم حاج محمود کریمی محرم ۹۷

 

حس حزنی غریب دارم من از دم صبح بی قرارم من اینکه امروز اگر ظهور کنی فصل پاییز یا بهارم من
شرم دارم که قافل از شده ام به خود بی خودم دچارم من ناحیه خوانده ام که فرمودی بر دل خویش داغ دارم
گفته ای در مصیبت جدم روز و شب اشک اگر ببارم من گر مبدل شود به خون اشکم باز همواره در شرارم من
آمده ام پا به پات گریه کنم دست بر سینه میگذارم من از تو امروز اذن میخواهم روضه ای بر زبان بیارم من
چون غم شاه کربلا حسن است هر یتیمی ز مجتبی حسن است سیزده ساله بود عالم بود واقف بر همه عوالم بود
قلب خود را سپرده بود به عشق در وجودش حسین حاکم بود فقه احلی من العسل از اوست مرجع اعظم اعاظم بود
قمر نجمه بود و شمس جهان نجم زیبای آل هاشم بود میشود گفت قاسم ابن حسین همه جا با حسین دائم بود
هر چه غیر از حسین و دور حسین در دل و دیده اش مزاحم بود
علی اکبر عموی هشت امام دایی هشت امام قاسم بود رخت او بهترین غنائم بود
همه ی دهر تحت فرمان اش جان عباس بسته بر جانش کنج لب های حور زد تبخال مثل تیر از کمان جهید غزال
نیمی از صورتش نهان در ابر نیمه ی دیگرش شبیه خیال خود تمثال حضرت مولا هر که از دیگری نمود سوال
کیست این طفل پاسخش گفتن میوه حیدر است اما کال تیغ خود در آسمان چرخاند لرزه انداخت بر سه تیغ جبال
نعره زد لحظه ای انا ابن حسن کل لشکر زهیبتش شد لال زد به لشکر سپاه کفر رمید آنچنان رمد شیر از شغال
لحظه ای بعد گفت با ازرق گر ندیده ایی درست چشم بمال بعد از این نوچه هات نوبت توست تیغ من آتش قیامت توست
مرد ازرق به وقت آمدنش لحظه ی نقش بر زمین شدنش گفت با خود که این چه بود چه شد تیغ کی رد شدست از بدنش
زد به قلب سپاه شیر جوان جلوه گر شد حسین و حسنش بارش سنگ شد شروع و عمو دید افتاد گوهر یمنش
دید عمویش به زیر دست و پا در دل خاک دست و پا زدنش دید شد پایمال مرکب ها پر جای هلال شد کفنش
بدنش ظاهرا که سالم بود مثل زهرا شکسته بود تنش سر چو اکبر به این تفاوت که لگد اسب خورده بر دهنش
زخم هر چه به روی او خورده قبل از او بر دل عمو خورده
شده عجین اشک چشات با عسل سرخ لبات ماهی دریا دل من میجوشه دریا زیر پات
تو زمین خوردی اما با تو افتادم از پا جون نکن پیش چشمم جان زهرا جان بابا
بزار آروم بشه گریه های من پیش چشام دست و پا نزن
ز من بگوی به گلچین تلاش بیهوده کردی گلی که آب نخورده دگر گلاب ندارد
چقده بی حوصه ای تو حسن قافله ای دیگه نمونده پسرم تا به حرم فاصله ای
عمو فدای این قد کشیدنت مثل سنوبر شدنت آخر از من گرفتنت
صدای هلهله ها خاموش شده با خونت خیمه ها لال پوش شده
پاشو دست عمو رو بگیر بریم مادرت تو خیمه ها بی هوش شده
روی خاک صحرا پاشیده تنت صدای شکستگی میده تنت زیر سم اسب با چسبیده تنت


درمنزلگاه زباله امام حسین(ع) کاروان را گردآورد و عهد خویش را از آنان برداشت و آنان را به اختیارخویش واگذاشت که بروند یا بمانند
آمده است که در اینجا مردم با شتاب از کنار او پراکنده شدند و رفتند و جز همان اصحاب عاشورایی که می شناسی دیگر کسی با او نماند
ای دل تو چه می کنی. می مانی یا می روی. داد از آن اختیار که تو را از حسین جدا کند
این چه اختیاری است که برای روی آوردن بدان باید پشت به اراده حق نهاد
ای دل نیک بنگر تا قلاده دنیا را برگردنشان ببینی و سررشته قلاده را که در دست شیطان است
آنان می انگارند که این راه را به اختیار خویش می روند غافل که شیطان اصحاب دنیا را با همان غرایزی که در نفس خویش دارند می فریبد


حسین آبروی من و حسین آرزوی من و حسین زندگی من و عموی من
به اذن تو شمشیر میکشم جمل را به تصویر میکشم به یاد شمشیر دو دم دما دم تکبیر میکشم
ان تنکرونی فانا بن الحسن سبت النبی مصطفی والمعتمن
من کشته ی تیغ نگاه حسین عالم همه کشته ی شمشیر من
حسین آبروی من و حسین آرزوی من و حسین زندگی من و عموی من
انا بن الحسن سیف الحسن که جوشن نمیپوشم به تن شهیدم از حب الحسین بریزید خونم بر کفن
کسی فتا نیست به تو جد من حریف این قوم منم تن به تن
ازرق بیا که اجلت آمده ان تنکرونی فانا بن الحسن
منم ذوالفقار حسین منم یادگار حسن اگر پهلوانی بیا به سوی من
ان تنکرونی فانا بن الحسن سبت النبی مصطفی والمعتمن
من کشته ی تیغ نگاه حسین عالم همه کشته ی شمشیر من
حسین آبروی من و حسین آرزوی من و حسین زندگی من و عموی من
منم مرد میدان حسین کفن پوش مردان حسین غباری در دامان حسین دو عالم به قربان حسین
بمیرید زیر تیغ من ببینید طوفان حسین امیدم اینست جان دهم به روی دستان حسین
نبوده ام پیش عمویم یتیم ان تقتلونی و انا ابن الیتیم من تشنه ام تشنه ی آن تشنه ای که وعده داده به بلای عظیم
اگر دست و پا بزنم عمو را صدا بزنم به این بغض وا شده در گلوی من
حسین آبروی من و حسین آرزوی من
و حسین زندگی من و عموی من
ان تنکرونی فانا بن الحسن سبت النبی مصطفی والمعتمن
من کشته ی تیغ نگاه حسین عالم همه کشته ی شمشیر من
حسین آبروی من و حسین آرزوی من و حسین زندگی من و عموی من
افتادم از پشت فرس عمو به فریادم برس ای بی کسان را داد رس عمو به فریادم برس
عمو حسین عمو حسین
شده اشک چشات با عسل سرخ لبات ماهی دریا دل من میجوشه دریا زیر پات
بزار آروم بشه گریه های من پیش چشام دست و پا نزن
ای علی اکبر حسن
عمو حسین
پسرم بالت کجاس پرت کجاس نقابی که داده مادرت کجاس
دیدی گفتم یه روزی قد میکشی میبینی پاهات کجاس سرت کجاس


گل فاطمه گشته نقش چمن بدن پاره تر از گل یاسمن زره گشته بر پیکرش پیرهن الهی دوباره بگوید سخن
سلام علی قاسم بن الحسن
حنا بسته بر کف ز خون گلو ز خون گلویش گرفته وضو زند دست و پا روی دست عمو ندارد دگر جای سالم به تن
سلام علی قاسم بن الحسن
سم اسب ها بر روی پیکرش روان گشته خون از دو چشم ترش خدایا بده صبر بر مادرش تنش پاره تر گشته از پیرهن
سلام علی قاسم بن الحسن
روان بر زمین خون رخسار او خدا در یم خون خریدار او حسن آمده بهر دیدار او شده بر مه عارضش بوسه زن
سلام علی قاسم بن الحسن
گلی که از آن دل بهاران شده چراغ دل جمع یاران شده چرا پیکرش سنگ باران شده نمانده دگر چیزی از آن بدن
سلام علی قاسم بن الحسن
منم یار او او بود یار من ز لطف و کرامت خریدار من نبودم که او بوده دلدار من غمش شد انیس دل زار من
از آن دم که مادر داده شیر امیری حسین و نعم الامیر
به زخم جبین پیمبر قسم به رخسار خونین حیدر قسم
به محسن به زهرای اطهر قسم به سبطین  و عباس و اکبر قسم
به هفتاد و دو عاشق بی نظیر امیری حسین و نعم الامیر


درراه تو شهادت ست احلی من العسل طعمی که بر کامم نشست احلی من العسل
نایب سردار جمل احلی من العسل حی علی خیرالعمل احلی من العسل
شاه بی لشکرم قاسم فدای تو در کام قاسمم مردن برای تو احلی من العسل احلی من العسل
این درد استخوان من احلی من العسل این جسم نیمه جان من احلی من العسل
این زخم های بی عدد احلی من العسل جانم که بر لب می آید احلی من العسل
درراه عاشقی تکه تکه شدن پیش پای عمو برخاک و پرزدن احلی من العسل احلی من العسل
یا حسین یا حسین
این قد کشیدنم عمو احلی من العسل در خون غلطیدنم عمو احلی من العسل
این بغض مانده در گلو احلی من العسل با مرگ گشتن رو برو احلی من العسل
این پیکر خزان این بهت یاسمن اشک من و خون لبهای من احلی من العسل احلی من العسل
یا من عینی الیک یا ثارالله یابن الحیدر یابن الحیدر ذکری لک لبیک یا ثارالله یابن الحیدر یابن الحیدر
صلی الله علیک یا ثارالله یابن الحیدر یابن الحیدر یا امین الله یابن الحیدر یابن الحیدر


من حسن را نور عینم پادشاه عالمینم قاسمم یار حسینم
این منو خون گلویم عاشق تیر و سنایم خون عسل شد در دهانم


عزیز زهرا قتیل العبره ملکوت کبریا شرف شمس خدا
یا اهل العالمین انا مجنون الحسین
آقا تو لیلا و شیدا و من جانا مدارا کردی با من یارا نکش از دستم دامن
تو امیر نشعتینی پادشاه عالمینی یا حبیبی نور عینی
یا قتیل العبره عزیز الزهرا نهم قالو بلی نعمات اولیا
شد ذکر نشعتین یا لثارات الحسین
سردم بدون تو پر دردم دردم را با تو درمون کردم هر دم دارم دورت میگردم
تو در و چه درجاتی حبک سر حیاتی یا قتیل العبراتی
قتیل العبره عزیز الزهرا یا اهل العالمین انا مجنون الحسین
آقا تو لیلا و شیدا من جانا مدارا کردی با من یارا نکش از دستم دامن
راه وصل خدا نصب اصل خدا اشراق مشرقین  لبیک یا حسین
خونم فدا اهل و پیمونم خونم با این چشم گریونم جونم تویی و من مجنونم
تو صلاتی تو سلامی تو همونی که میخامی یا امیری یا امامی
قتیل العبره عزیز الزهرا


تو این هوای شرجی از آب تو این هوای ابری از غم دوای دردم اشکه انگار دارم دوباره زنده میشم
عشق حسینی شدنه گریه مناجات منه سینه زنی پر زدنه
کربلا کربلا کربلا کربلا
برای درد اگه دوا نیست دردا اگه یکی دو تا نیست دلم خوشه به خونه ی تو هیچ جا شبیه کربلا نیست
من هوا خواه تو ام مبهوت درگاه تو ام مسافر راه تو ام
کربلا کربلا کربلا کربلا
با روسیاهیمان خریدی دلمو بس که مهربونی تا حالاشو خودت آوردی بقیشم خودت میدونی
من طرفدار تو ام غلام دربار تو ام مال علمدار تو ام
یا حسین یا حسین
هرجا به هر هدف برم من تو دنیا هر طرف برم من آروم نمیگیرم تا اینکه یک کربلا نجف برم من
شیعه ی حیدری ام عاشق این بر تری ام هلاک این نوکری ام
یا علی یا علی

 

متن مداحی شب هفتم حاج محمود کریمی محرم ۹۷

 

نبینم که بی قراری غم نخور نبینم دنبال یاری غم نخور مگه من مرده باشم غریب بشی تا علی تو خیمه داری غم نخور
نگو بال نداره و پر نداره میتونه که شمشیرم برنداره تو اگه بخوای قیامت میکنه علی که اکبر و اصغر نداره
چشماش اعتبار ماه رو ریخت بهم قدمی نذاشته راه ریخت بهم اجازه نداد بپرسن این کیه بی رجز کل سپاه رو ریخت بهم
روی دست اکبرو عمو زده واسه جنگ به عمه زینب رو زده یه جوری گرفته بالا سرشو حرمله هم پیش پاش زانو زده
داره بال و پرشو نشون میده از تو قنداق سرشو نشون میده مادرش گفت که باید سپر بشه به همه حنجرشو نشون میده
آسمون خونی شد و پر روی دست سر روی دست و پیکر  وسط حرف زدن حسین زدند پاشیده شد خون حنجر روی
لبیک میگوییم با یاد علی اصغر بالاترین فریاد فریاد علی اصغر هر کس که می افتد به دریای گرفتاری امید آخر هست امداد علی اصغر
شاید در اوج غربت ارباب جبرائیل گفت است تنها نیستی ناد علی اصغر گوید خدا روز قیامت من خودم شخصا میگیرم امروز از تم امداد علی اصغر
قصد عذاب لشکر کفار دارم من با حرمله امروز خیلی کار دارم من طفلی که تایید شفاعت در قیامت شد با آن جلال و جاه هم شان امامت شد
بند قمات کودک شش ماهه ارباب حبل المتین حوزه و علم و زعامت شد گفتند لشکر که بعد تیری که به اصغر خورد کار حسین و خیمه ها رو به وخامت شد
دیدند مولا با سر شمشیر قبری کند قبری که زیر سم مرکب بی علامت شد گفتند حتما گنج و گوهر میکند پنهان حالا نگو که جسم اصغر میکند پنهان
لحظه به لحظه روی مولا سرخ تر میشد از شوق از دیدار زهرا سرخ تر میشد لشکر ز بی یاری او نزدیک تر آمد  خورشید نیلی آسمان ها سرخ تر میشد
خون گریه میکردند اجساد شهیدان و خاک و لباس آن بدن ها سرخ تر میشد کم کم صدای هلهله پشت خیام آمد و ز غم رخ ناموس کبری سرخ تر میشد
آتش به خیمه رفت و شد هم بازی با باد در بازی این دو سه ساله از نفس افتاد راس به نی رفته تنش روح پیمبر بود آتش به خیمه یا به دامن یا که بر سر بود
بیمار بد حالی میان خیمه و آتش در این کشاکش عمه ی سادات مضطر بود از پشت عمه دختری آتش به دامان رفت و از پشت سر در دست یک نامرد خنجر بود
خلخالی از آن نازدانه کنده بود اما با ضربه ی سیلی دنبال خلخال دیگر بود آتش  فروکش کرد و تا گردید خاکستر هر تکه ماند از خیمه ها شد چادر و معجر
از بین دار الحرب راس اکبر آوردند بعد از سر اکبر رئوس دیگر آوردند
بر نیزه سر ها شمردند و یکی کم بود گشتند و از سر همان سر ، سر درآوردند بر پشت خیمه نیزه ها در خاک رفت خواهید اگر مصیبت اصغر بیان کنم
تیری ز قد او دو برابر بیاورید آنگاه از زیر تل خاک جسم اصغر آوردند سر را به خنجر نه که با ضربه جدا کردند آنگاه با نیزه به پیش مادر آوردند
سر را به نی بستند و مادر را به پشت سر بردند و  مادر هی صدا میزد علی مادر

سر روی نی میرفت و بدن در صحرا جا ماند شاید که غغارت شد قمات و بی کفن جا ماند گهواره در بازار کوفه چوب قیمت خورد جسم لطیف صاحبش دور از وطن جا ماند
نوزاد مظلومی که نبش قبر شد آخر حتی به دور از جسم هفتاد و دو تن جا ماند میگشت زین العبدین در خاک ها میگفت  ای وای علی اصغر من جان من جا ماند
پیدا شد و قبر شریفش سر اسراء شد تا روز آخر خوابدر آغوش بابا شد

خدایا می بینی دارم می میرم خدایا پریشونم سرگردون خدایا شده اگه حتی یک بار علیم و به من برگردون

خدایا می بینی دارم می میرم خدایا پریشونم سرگردون خدایا شده اگه حتی یک بار علیم و به من برگردون

تو دلمه مادر راز نهفته همش میترسم سرت از نیزه بیافته حتی اگه من بمیرم گهواره تو پس میگیرم
وای جواب خدا رو چی میدن سر شیرخوارمو بریدن
امون امون ای دل


این که گلوی بچم شده نشونه به حرف آسونه حال منو مادر رو خدا میدونه به حرف آسونه
حس منو آه من نمیرسونه به حرف آسونه داغ منو محال کسی بتونه به حرف آسونه
وقت پر زدنش بود وقت مرد شدنش بود قبرش قد قدش بود قنداقش کفنش بود
پیش آقام رو سفیدم که حالا ام شهیدم ولی بمیرم از این که گریه مردمو دیدم
این که سر یه نوزاد بره رو نیزه به حرف آسونه هی رو زمین میوفه سر رو نیزه به حرف آسونه
ازسر نیزه کوچیک تره رو نیزه به حرف آسونه سنگ بخوره گل پرپر رو نیزه به حرف آسونه
هم آغوش بابا رفت تا آغوش خدا رفت هیشکی نیست بگه حالا اون گهواره کجا رفت
نیزه خونیشو دیدم خون پیشونیشو دیدم ولی مردم برا باباش که پریشونیشو دیدم
این که تنش کجا موند ندونه مادر به حرف آسونه زخم لبای خشکش آخر نشد تر به حرف آسونه
جایزه بگیر قاتل برای این سر به حرف آسونه دعوا بشه کی کشتش میونه لشکر به حرف آسونه
داغش آب سوزونده مرگ ما رو رسونده از بچم به جز این سر چیزی باقی نمونده


نازک دلی آزادگان چشمه ای زلال است که از دل صخره ای سخت جوشد
دل مؤمن را که می شناسی مجمع اضداد است، رحم و شدت را با هم دارد و رقت و صلابت را نیز با هم
زلزله ای که در شانه های ستبرشان افتاده از غلیان آتش درون است
چشمه اشک نیز از کنار این آتش می جوشد که این همه داغ است اماما
کجایید ای شهیدان خدایی بلاجویان دشت کربلایی جایید ای سبک بالان عاشق پرنده تر زمرغان هوایی


ای جلوه جلی حسین علی منجلی حسین عموی حجت ابن حسن ای آخرین علی حسین باب الحوائج علی اصغر
تو یک تنه برای حسین بودی یه لشکر تویی و دستای عموت شفیع محشر
ای عزادار داغت خدا یا غریب ابن غریب ابن غریب
آخرین جام قالو بلی  یا حبیب ابن حبیب ابن حبیب
ای چشمه زلال علی کوچک ترین نهال علی شش ماهه ای و پیر همه عالیجناب آل علی
خورشید ارباب ماه ربابی مثل تمام سلسله ات عالیجنابی در عاشقی پای حسین فصل الختامی
دست خالی نرفت از درت  هر که بسته به نگاه تو امید داغ تو داغ آل عبا یا شهید ابن شهید ابن شهید
یاعلی ابن حسین ابن علی قنداقه ی تو مثل صدف داده به شان شیعه شرف نقش نگین تو شرف نوادگان شاه نجف
تمثال مولا همنام حیدر عصاره ی ولایت زهرای اطهر از این همه قدر و شکوه الله اکبر
باب الحوائج علی اصغر تو یک تنه برای حسین بودی یه لشکر تویی و دستای عموت شفیع محشر
بر در و بین دربار تو ما فقیریم و غلام و کنیز ما گرفتار شش گوشه ایم یا عزیز ابن عزیز ابن عزیز
یاعلی ابن حسین ابن علی
حبیبنا علی اصغر سیدنا علی اصغر مولانا علی اصغر


امشب دلم را بسته ام برتار زلف دلبرم مست علی اصغرم مست علی اصغرم
امشب توسل کرده ام بردلبر مه منظرم مست علی اصغرم مست علی اصغرم
امشب نماز عشق می خوانم به یاد سرورم مست علی اصغرم مست علی اصغرم
با فهم گویم حلقه درگوش علی اصغرم مست علی اصغرم مست علی اصغرم
در توبه آدم سوی تو دست دعا برداشته یابن امیرالمومنین یابن امیرالمومنین
خضرنبی ازجام تو آب بقا برداشته یابن امیرالمومنین یابن امیرالمومنین
از چوبه گهواره ات موسی عصا برداشته یابن امیرالمومنین یابن امیرالمومنین
ازرشته قنداقه ات عیسی شفا برداشته یابن امیرالمومنین یابن امیرالمومنین
با نام تواز شعله ابراهیم پا برداشته یابن امیرالمومنین یابن امیرالمومنین
فخرت همین بس بوسه ات خیرالنسا برداشته یابن امیرالمومنین امیرالمومنین
برپنجه های کوچکت نبض زمان است و زمین یابن امیرالمومنین یابن امیر المومنین
برطلعت رویت عیان نقش امیر المومنین یابن امیرالمومنین،یابن امیرالمومنین
تا هست پا بر جا لبهای عشق پا برجا تویی باب الحوایج یا علی باب الحوایج  یا علی
خیل بنی ادم تمامی بنده  و مولا تویی باب الحوایج یا علی باب الحوایج  یا علی
چشم و چراغ خاندان و عترت طاها تویی باب الحوایج  یا علی
گوییا حسین ابن  علی دوم زهرا تویی باب الحوایج یا علی باب الحوایج یا علی
آرامش جان حسین و زینب کبری تویی باب الحوایج یا علی باب الحوایج یا علی
یا من عینی الیک یا ثارالله یابن الحیدر
ذکری لک لبیک یا ثارالله یابن الحیدر
صلی الله علیک یا ثارالله یابن الحیدر
یا امین الله یابن الحیدر

 

متن مداحی شب هشتم حاج محمود کریمی محرم ۹۷

 

سلام من به علی اکبر به ناز دانه ی پیغمبر به نجم فاطمه ی زهرا به نور منجلی از حیدر
که منجلی شده بر او سان و کوه گشت چو خاکستر به نام نامی او زمزم شده است قطره ای از کوثر
به یک اشاره ی چشمانش گرفت حاجت خود هاجر دوید دوید و دمادم شد مسیر شهره به جان پرور
خلاصه هر چه رسل دارد عنایتی بود از داور که داده حق به رسول الله و او به دست علی اکبر
اگر نه گر به حرم رفتی من از حسینم و او از من دلیل چیست از این بهتر نبیست ریشه ی آل الله علی شبیه رسول الله
وجود تشنه ی بارانش وجود بسته به دستانش در انتظار لقاالله خلاص کرده ز تن جانش از آن ترنم توحیدش نماز معنی ایمانش
ز هوش رفته امین وحی به یک تلاوت قرآنش جهان اگر بشود حاتم نشسته از سر خوانش
فدایی اش شده یحیی و خلیل حاجب و دربانش علی شیر خدا اکبر که عالم است به فرمانش
نیام و  قبضه ی شمشیرش زده است بوسه به دستانش
توهم از کسی فهمد کجاست آخر طوفانش عجب مدار که میترسند تمام کفر ز میدانش
لباس رزم که میپوشد ز خیمه زمزمه میجوشد

برای رزم مهیا شد  به خیمه محشر کبری شده پدر امید خود از کف داد
سرشک دیده چو دریا شد چه فاطمیه ایی در اشکی ز روضه خوانی بابا شد
چو رفت بر رخ ثارالله نشان مرگ هویدا شد ز خیمه گاه همه دیدند که زانوان پدر تا شد
پدر ز دور نظر میکرد میان لشکر ز دور دید که یک کوچه ز تیر و تیغ و تبر وا شد
به کوچه رفت علی اکبر تداعی غم زهرا شد ز اسب روی زمین افتاد به تیغ اربا اربا شد
تمام پیکر او زخمی ز فرق تا به کف پا شد هزار زخم به تن جا ماند هزار تیر به تن جا شد
ز دست داد چو نیرویش پدر رسید به زانویش

بالا بلنده بابا گیسو کمنده بابا اگه تو بری تو این غریبی دل به کی ببنده بابا

چه داغی دارم روی سینه الهی هیچ بابایی نبینه جگر گوششش با لب تشنه جلو چشماش نقش زمینه
شبیه تسبیح بریده که دو نه هاش هر جا پریده دیدم که سر نیزه تنترو این طرف اون طرف کشیده
عمه کنار تو خمیده رنگ منو عمه پریده پاشو بریم به خیمه ها تا خواهرت از راه نرسیده
دور و برم ستاره ریخته یا ماه پاره پاره ریخته هر جوری برداشتم تنت رو روی زمین دوباره ریخته
خیمه ای که پر از شهیده شهیدی مثل تو ندیده از آتیش داغ تو زود تر آتیش به خیمه ها رسیده


عقل می‌گوید بمان و عشق می‌گوید برو و این هر دو ‌عقل و عشق را خداوند آفریده است تا وجود انسان در حیرت میان عقل و عشق معنا شود
اگر چه عقل نیز اگر پیوند خویش را با چشمه خورشید نبرد عشق را در راهی که می رود تصدیق خواهد کرد آنجا دیگر میان عقل و عشق فاصله ایی نیست


کشته ی کشته هاتم مرده ی مرده هاتم زخمی یک نگاتم تو حسرت شهیداتم مولانا علی اکبر
ای فدای تو جانا عشق غیر تو اصلا بی تو زندگی ابدا مولانا علی اکبر ملک ملک عشق زهرا
شهریار شهریارا پاره تن حسین
امیر تاج دارا ماه شبای تار لیلا یاد روی تو اصل رویا
کشته ی کشته هاتم مرده ی مرده هاتم زخمی یک نگاتم تو حسرت شهیداتم مولانا علی اکبر
جان ساقی حرم جام  لب تو دریا عشق نام تو بردن از شراب تو خوردن تو رکاب تو مردن مولانا علی اکبر
آینه ی صفات الله جلوه صراط الله علت بقای عشق ای فنا به ذات الله
امیر جون به کف تویی تو نوه لو کشف تویی تو نسخه تمام عیار شاه نجف تویی تو
میرسه محشر از راه بس که حسین کشید آه تو رفتی و سفید شد محاسن ثارالله مولانا علی اکبر
میری و میشه تنها دنبالت میاد بابا سخت داغ تو بخدا مولا علی اکبر
تا بدن کبودت افتاد تا کلاه خودت افتاد تبر و تیغ و نیزه به تار و پودت افتاد
ولی دیگه نمیشه حالا تو رو بغل بگیره بابا بس که قطعه شد این پیکر اربا اربا
بابات داره میمیره کی دستمو بگیره عشق بابا بلند شو ببین چه خسته و پیره


ای یل خیمه ها حیدر کربلا ای علی اکبر ای ستاره سحر و ثمر و پسر خون خدا
شبه نبی سبط علی تلالو نور ناموس کبریا یک طرف اکبر به میدان میرود دامن کشان
یک طرف بابا پریشان عمه ها مویه کنان ماه تابان من جان جانان من یوسف زهرا بابا
با نبودنت می رود نور از این دیده گریان من ای پسرم خون جگرم که رفتن تو زد اتش به جان من
ای ماه شبهای تارم خورشید روزگارم علاج تشنگی ات را به جدم می سپارم
خیمه محشر شده عمه مظطر شده در تبو تابم ای زینب بیا و ببین که حسین بی علی اکبر شده
جان دلم مشتعلم محاصنم سرخ از خون جگر شده میدرخشد چون ستاره این جسم پاره پاره
میدهم جان تا بگیری دست من را دوباره ای خرامان رفته در خون خفته کم تر ناز کن
اکبرم جان رقیه چشم خود را باز کن


ای علی اکبر حسین ثانی حیدر حسین ای یل کرب و بلا ای امید خیمه ها ای شبیه مصطفی ای علی اکبر حسین ثانی حیدر حسین
ای نفس های حسین یار رعنای حسین ماه زیبای حسین ای علی اکبر حسین ثانی حیدر حسین
ای بدر هاشمیون ای میر حیدریون ای مهر فاطمیون ای علی اکبر حسین ثانی حیدر حسین
ای یل کرب و بلاای امید خیمه ها ای شبیه مصطفی خورشید ارض و سما هم خون خون خون خدا نور ایمان وفا ای علی اکبر حسین ثانی حیدر حسین

ایوان نجف عجب صفایی دارد حیدر(ع) بنگر چه بارگاهی دارد
چشمت عین الیقین است دستت حبل المتین است به صف پیکار کار ذوالفقارت آتشین است
تکبیرت پر طنین است علمت در آسمان ها از همه بالاترین است ضربان قلب تو سرمایه ی عمر زمین است
صنمی که جبرئیل از باغ روحش خوشه چین است روح الامین حیدر(ع) امیرالمومنین(ع) است
ملکوت بی کران ها جبروت کهکشان ها همه ملک سرور اعلا علی(ع) علی مولا(ع)
ایوان نجف عجب صفایی دارد حیدر(ع) بنگر چه بارگاهی دارد


ای علی جان تو رسولی تو نبی الله منی غیرت الله منی اشهد ان علی ولی الله منی غیرت الله منی


چه قیامت چه محشری چه دلاور چه دلبری سری از هر سری سری الله اکبر چه اکبری
پس این پرده چه می بینی که مشتاق بلایی تو دل حرم محو رخت اما محو ذات خدایی تو
راهی میدان شدی از خیمه با این حالت شیدایی همه به دنبال تو آواره ای مجموعه ی زیبایی
چه شکوه و صلابتی چه وقار و اصالتی چه دل بی نهایتی الله اکبر چه قامتی
نام عمویت پدر فضل است اما تو پدر عشقی روبرویت معرکه اما تو راهی سفر عشقی
گره ی ابروی تو امید قلب خسته ی ثارالله با حرم و عمه وداع کردی
با لبخند رسول الله از خیمه برون چو رسول الله آمد پیش چشم ثارالله
دستی بر قبضه ی شمشیر و فریاد علی اکبر یا علی ولی الله
همه ی اهل حرم از پی او نالان فلک از نفسش سوزان ملک از دم او گریان به کف آینه و اشک و قرآن
به تنش زره رسول دو سرا به لب پدرش دم یا ولدی
عجب عشق و محبتی عجب اصل و اصالتی عجب ایثار و همتی الله اکبر چه حالتی
حسب فرمان ولی امر جانت را به کف آوردی میکشی تیغ و به لبت ذکر یا شاه نجف آوردی
لب همه در عطش آب و تو لب تشنه ی جانانی آیینه ی کامل پیغمبر اکنون حیدر میدانی
دست عالم و دامن تو یاعلی
علی علی یاعلی

 

متن مداحی شب نهم حاج محمود کریمی محرم ۹۷

 

این حسین است که عرصات غایی خلافت تکوینی انسان را تا آنجا پیموده است
که دیگر جز جان میان او و مقصود فاصله نیست.
آنان که با چشم ظاهر می نگرند او را دیده اند که بر بالین علی اکبر علی الدنیا بعدک العفا گفته است
و بر بالین قاسم عزَّ والله علی عمک ان تدعوه فلا یجیبک او یجیبک ثم لا ینفعک و اکنون بر بالین ابی الفضل عباس می گوید:
الان انکسر ظهری و قلت حیلتی، اما حجاب های نور را نمی بینند
که چه سان از هم دریده و رشته های پیوند روح را به ماسوی الله چه سان ازهم گسسته
نه ماسوی الله، که اینجا کلام نیز فرشته سان فرو می ماند.


هوای خیمه گرمه هوای دل ها سرده دعا کنید که شاید عمو دیگه بگرده
گمونم دیگه بیچاره ایم از الان دیگه آواره ایم از الان همه شاهد حراج سر شیرخواره ایم
فکر بی عمو زنده موندن آزارم میده بی عمو گلای باغ زهرا زرد و خشکیده
نه صبر کن داره میاد باباست خمیده رنگش پریده
گمونم دیگه بیچاره ایم از الان دیگه آواره ایم از الان همه شاهد حراج سر شیرخواره ایم
بعد عمو میگیرن شش ماهه رو از مادر عمو نباشه میشه نوبت علی اصغر
بین خیمه ها هر جا میری حرف دستاشه هیشکی فکر نمیکرد بابا روزی انقد تنهاشه
کی فکر میکرد یه روزی دستاش جداشه یه روز عمو نباشه یه لشکر برا غارت میاد
بابابزرگ با جسارت میاد عمود حرم افتاده و داره حرف اسارت میاد
صید یه دریا تیر شد همینه که دردناکه لشکر کفتار شیر شد حالا که روی خاکه
متحد شدن دور جسمش از بس نامردن حالا که نه دستی داره نه چشمی دورش کردن
وای میون خاک و خون زهرا گرفته سرشو به دامن
چه مظلوم شده نقش زمین عزیز دل ام البنین
کنار مادرش فاطمه رسیده امیر المومنین
ای علمدار یا ابالفضل


پسر شاه دین عشقم امیر مه جبین عشقم تویی رویای من عشقم یل ام البنین عشقم
تمام عشقی کلام عشقی امام زاده ای اما امام عشقی
ای علمدار یا ابالفضل یا ابالفضل
ساقی نشات عشقم امید زینب عشقم جبروت علی عشقم ملکوت حسین عشقم
ای سر مستور ای نسل منصور تویی ماه آل الله و نور الا نور
دل همه به زلفت گرفتار ای علمدار یا ابالفضل
تویی اصل جنم عشقم تویی لوح و قلم عشقم
آرزوی دلم عشقم آبروی علم عشقم
در صدف تو اصل شرف تو کلید دار حرم شاه نجف تو
تو ماه عالمی در شب تار ای علمدار یا ابالفضل
تویی ماه منیر عشقم تویی مرد مسیر عشقم تویی نعم الامیر ای امیر کبیر عشقم
شیر دلاور بازوی حیدر با این همه آقایی الله اکبر
من در آستانت نگهدار ای علمدار یا ابالفضل


دلی که در شور و شینه مست صهبای حسینه کعبه قلبم میخونه قبله بین الحرمینه
ماه من روی ماهت دل من غرق آهت گیره کارم چی میشه وابشه با نگاهت
از غمه عشقت هلاکم نذر تو شده عشق پاکم آرزومه بعد مردن بکنی آقا تو خاکم
به جال تو سوگند به دلمه بر تو پابند میزنه سینه تا که جداشه بندم از بند
یا حسین یابن زهرا
صاحب عشقی و سقا کاشف الکرب حسینی تویی که نور دو عینی قمر دو عالمینی
ادب از تو مودب از تو پاینده مکتب یل بی مثل حیدر نام حرز زینب
یا حسین یابن زهرا


جانم به فدای تو ای ماه بنی هاشم قربان وفای تو ای ماه بنی هاشم
ای عبد مطیع حق حق داده تو را رونق این است جزای تو ای ماه بنی هاشم
تو ساقی عطشانی سقّای یتیمانی رحمت به صفای تو ای ماه بنی هاشم
تو اصل مناجاتی تو قبله حاجاتی چشمم به عطای تو ای ماه بنی هاشم
ای نور هدی عباس شمع شهدا عباس سوزم بعزای تو ای ماه بنی هاشم
هرگز نشود نومید هر کس بتو روی آرد نازم به سخای تو ای ماه بنی هاشم
ای باب بقا عباس خورشید لقا عباس مشتاق لقای تو ای ماه بنی هاشم
چون نیست مرا توفیق تا دست تو را بوسم بوسم کف پای تو ای ماه بنی هاشم
در موقف رستاخیز زهرا به تو می نازد این فخر برای تو ای ماه بنی هاشم


شیر سرخ عربستان و وزیر شه خوبان پسر مظهر یزدان
که بدی صاحب طبل و علم و بیرق و سیف و حشم و با رقم و با رمق اندر لب او
ماه بنی هاشم و عباس علمدار و سپهدار و جهانگیر و جهان بخش و دگر نایب و سفا
شه با وفا ابوالفضل صاحب لوا اباالفضل معدن سخا ابوالفضل نور هل اتی ابوالفضل
دید کاندر حرم خسرو خوبان شده بس ناله و افغان و پر از شیون طفلان
همه شان سینه زنان نوحه کنان موی پریشان دل بریان سوی عباس شتابان
که عمو جان چه شود جرعه ی آبی برسانی به لب سوختگان کز عطش آتش بگرفته گلوی ما
شه باوفا ابوالفضل صاحب لوا ابوالفضل معدن سخا ابوالفضل نور هل اتی ابوالفضل

 

متن مداحی شب دهم حاج محمود کریمی محرم ۹۷

 

در حال بروز رسانی…

برچسب ها

  • ماشاءالله…
    اجرکم عندالله
    سپاس